![]() |
![]() |
|
| دچار یعنی عشق وفکرکن که چه تنهاست اگر ماهی کوچک دچار ابی بیکران دریا شود |
|
یه روز یه ترکه داشته آهنگ خالی گوش میداده گریه می کرده بهش میگن چرا گریه می کنی ؟ میگه اخه خوانندهاش لاله!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:4 توسط زهرا |
|
|
تو زندگي ۳ راه رو دنبال كن :
دوست داشتن رو براي تجربه... عاشق شدن رو براي هدف... فراموش كردن رو براي واقعيت... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:4 توسط بهناز |
|
|
سلام خسته نباشید . چه خبرا؟ امیدوارم خوب باشید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:56 توسط بهناز |
|
|
سلام دوستانم خسته نباشید .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:53 توسط بهناز |
|
|
غروب شد، خورشید رفت ... افتابگردون دنبال خورشید می گشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد ... افتابگردون سرش را پایین انداخت ... اری گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 20:33 توسط بهناز |
|
|
ای عشق دیروز و امروز و فرداهای من :
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من قاصدک خوش خبرم روز هاییست که نیامده و من در پشت پنجره ی تنهایی تو را می خوانم و خاطراتت را خواهم ماند در انتظار تو چرا نوشتم در برگ های تنهایی برایت نمی دانم روزی خواهی امد می دانم گریان نمی مانم خندانم برای ورودت ای عشق |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 20:31 توسط بهناز |
|
|
زندگی زد ، ادم رقصید
ادم رقصید ، زندگی عرق کرد زندگی عرق کرد، ادم چایید ادم چایید ، زندگیتب کرد زندگی تب کرد ، ادم لرزید ادم لرزید ، زندگی ترک برداشت زندگی ترک برداشت ، هیچ کس درد ادم رو نفهمید |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 20:30 توسط بهناز |
|
|
روی خط زمان
در کنار نقطه چین تجربه جایی میان پرانتز دقت خواندم: هرگز دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی بلکه دنبال کسی باش که نتوانی بدون او زندگی کنی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 20:29 توسط بهناز |
|
|
در عين نا اميدی تو در ضمير منی چگونه از تو گريزم که ناگزير منی تمام هستی ام از توست سرافرازی نيز مرا از هر دو جهان جمله بی نيازی نيز به روز حادثه تنها تو دستگير منی. . . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 20:11 توسط زهرا |
|
|
سالها به دنبال ستاره اي مي گشتم كه كمبودش را در خود حس ميكردم . امروز گمشدة خود را در چشمان مهربان باني عشق مي بينم . صداي دلنشين باني را غريبانه دوست ميدارم ، فردا به خانة آن الهة آسمانها ميروم تا كه هدية من را كه جانم است به باني عشق بسپارم ، چرا كه لحظة جان دادن به باني عشق بهتر از جان است . عشق را تقديم به آن سبز دل ميكنم كه متعلق به سرزمين مهربانيهاست . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:56 توسط زهرا |
|
|
هنگامي كه مهر شما را فرا ميخواند از پي اش برويد، اگرچه راهش دشوار و ناهموار است و چون بالهايش شما را برمي گيرند وا بدهيد، اگرچه شمشيري در ميان پرهايش نهفته باشد و شما را زخم برساند و چون با شما سخن ميگويد او را باور كنيد اگرچه صدايش روياي شما را برهم زند چنانكه باد شمال باغ را ويران مي كند. زيرا مهر در همان دمي كه تاج بر سر شما ميگذارد شما را مصلوب ميكندهمچنانكه مي پروراند هرس ميكند، همچنانكه از قامت شما بالا ميرود و نازكترين شاخه هاتان را كه در افتاب مي لرزند نوازش ميكند به ريشه هاتان كه در خاك چنگ انداخته اند فرود مي ايند و انها را تكان ميدهد. مهر چيزي نميدهد مگر خود را و چيزي نميگيرد مگر از خود . مهر تصرف نميكند و به تصرف در نمي ايد زيرا كه مهر بر پايه مهر پايدار است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:55 توسط زهرا |
|
|
روزی که الفبای زندگی را آموختم گمان می کردم که عشق پنج نقطه
بیشتر ندارد اما عاشق که شدم فهمیدم هر نقطه در عالم هزاران نکته
در عشق ورزی دارد. اگر حال بیماری را که منتظر معجزه شفاست
می دانی، این را هم بدان که آن بیمار منم و آن معجزه تویی! می
گویند: جوانی را که در خواب است بیدار نکنید! شاید خواب های
عاشقانه می بیند! اما عشق می فرماید : بیدارش کنید و راه و رسم
زندگی عاشقانه را به او بیاموزید .کسانی که می گویند : "خیلی دوستت
دارم " در حق دوستی کوتاهی می کنند! "خیلی" قسمت جزیی است از
فضای بیکران دوست داشتن! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:43 توسط بهار |
|
|
اگه بی پناه شدی، اگه دلت گرفت، اگه شکست،اگه تنها موندی،اگه اشکات سرازیر شدن،اگه... اون موقع است که خدا عاشقت شده اگه دستت رو نگرفت و باز هم احساس تنهایی کردی، اون لحظه است که داری به خوشبختی نزدیک می شی، ولی حیف که خودت خبر نداری ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:42 توسط بهار |
|
|
روزی دانشمندان بزرگ تصمیم می گیرند که قایم باشک بازی کنند از
بخت بد انیشتن کسی است که باید چشم بگذارد .او باید تا 100 بشمارد
و سپس شروع به گشتن کند .همه شروع به قایم شدن می کنند به جز
نیوتن. نیوتن فقط یک مربع یک متری روی زمین می کشد و داخل آن روبروی
انیشتن می ایستد.انیشتن می شمرد : 100و99و ... و3و2و1.او چشمانش را باز می کند و می بیند نیوتن روبروی او ایستاده است . انیشتن می گوید: سوک،سوک.نیوتن می گوید سوک سوک نشده است.او ادعا می کند که نیوتن نیست .تمام دانشمندان بیرون می آیند تا ببینند که چگونه او ثابت می کند نیوتن نیست .نیوتن می گوید: من در یک مربع یک متری ایستاده ام .این باعث می شود که من بشوم نیوتن برمتر مربع .چون یک نیوتن بر متر مربع معادل یک پاسکال است من پاسکال هستم،پس سوک سوک پاسکال!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:41 توسط بهار |
|
|
آرزو هایت را یادداشت کن
خداوند آنها را فراموش نمي كند اما تو از خاطرت مي رود آنچه امروز داري ........ خواسته ديروزت بوده است !!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:38 توسط بهار |
|
|
دنیای خودت را بیافرین، آنچه بخواهی به تو داده خواهد شد .
اگر فقط جهان اطرافمان را ببینیم بخشی از جهان درونمان نادیده گرفته شود . تو برای هدفی به دنیا آمدی که باید به آن برسی . هرکس همان چیزی نصیبش می شود که انتظارش را می کشد . حواست به شگفتی های دورو برت باشد دنیا پراز اسرار است . همه قدرت ها به انسان داده شده شدند تا آسمان را به زمین آورد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:34 توسط بهار |
|
|
از چراغ چشمک زن خطر،
چشم بسته می گذرم چرا که تقدیرم را،در جیب راستم گذاشته ام! تو آن را کجا گذاشته ای دوست خوش شانس من! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:22 توسط بهار |
|
|
چگونه می توان غیر ممکن ها را از میان برداشت : 1- خیال پردازی کنید . 2- راه های جدید را امتحان کنید . 3- برنامه ریزی کنید . 4- به خودتان ایمان داشته باشید . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:41 توسط بهار |
|
|
شما همیشه نمی توانید آنچه را که در بیرون از شما رخ می دهد، کنترل
کنید، اما همیشه می توانید آنچه را که در درونتان اتفاق می افتد ، تحت
کنترل داشته باشید . انتخاب اینکه بدبخت و بیچاره باقی بمانید، یا به خودتان انگیزه بدهید با شماست . هرچه را واقعاً بخواهید اگر واقعاً به دنبال آن باشید، می توانید به دست آورید . اهداف ما واقعیت وجودی ما را خلق می کنند . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:41 توسط بهار |
|
|
انسان در زندگی سه راه دارد : راه اول از اندیشه می گذرد که این
والاترین راه است . راه دوم از تقلید می گذرد که این آسانترین راه است . راه سوم از تجربه می گذرد و این تلخ ترین راه است . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:40 توسط بهار |
|
|
اگر قرار باشه من هم مثل ژول ورن دور دنیا رودر80روز بگردم، ترجیح می دم دور تو بگردم چون تو دنیای منی! روزی که به دنیا اومدی هوا ابری نبود اما بارون می اومد. این فرشته ها بودن که گریه می کردن آخه یکی از اونا کم شده بود و اومده بود روی زمین ! میگن شیشه ها احساس ندارند. اما وقتی روی شیشه بخار گرفته ای نوشتم "دوستت دارم " آروم گریه کرد ! یه روزی فرشته ها رفتن پیش خدا و پرسیدن : خدا جون! از ما خوبتر هم آفریدی؟ خدا گفت :آره... اونی رو که داره این اس ام اس رو می خونه . دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیس می مونه .هرچه بیشتر بمونی،رفتنت سخت تر می شه و اگه بری،جای پاهات برای همیشه به جا می مونه ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:39 توسط بهار |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:37 توسط بهار |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:56 توسط بهناز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:39 توسط بهناز |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:28 توسط بهناز |
|
|
عشق چيست ؟ عشق دانش است دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه از اين دو بي بهره است تواناي عشق ورزيدن ندارد عشق دلپذير ترين جهان بيني آدمي است آن جهان بيني نجيب و جليل كه از آغاز تاريخ انسان تا كنون جانهاي شيفته بسياري براي بر پاداشتن جهاني شايسته و بايسته ي آن كوشيدند و جان باختند براي : |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:3 توسط بهناز |
|
|
سعي كن به كسي كه تشنه ي عشق است دل نبندي ، سعي كن به كسي كه لايق عشق است دل ببندي چون تشنه ي عشق روزي سيراب خواهد شد.ولی لایق عشق هر روز لایق تر!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:56 توسط بهناز |
|
|
چقدر ثا نیه ها نا مردند
گفته بودند که بر می گردند بر نگشتند و پس از رفتنشان بی جهت عقربه ها می چرخند |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:38 توسط بهناز |
|
|
کنترل دنیا روزی خدا با لبخند به من گفت : " ببینم، دلت می خواد برای مدتی دنیا رو تو بگردونی ؟ " گفتم : " بله، به امتحانش می ارزه. " بعد پرسیدم : " محل کارم کجاست ؟ چقدر حقوق می گیرم ؟ کی برای ناهار می ریم ؟ بعد از ظهر کی مرخص می شم ؟ " خدا گفت : " اون گردونه رو بده به من ! این طوری حتما کار دنیا رو به هم می ریزی . " شل سیلور استاین |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:31 توسط بهناز |
|
|
نان و عشق و گل داد زد چرا کسی به دادمان نمی رسد ؟ دست های عاشقانه تا دهان نمی رسد داد زد تمام چیزهای خوب از شماست نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی رسد ؟ گفت : ای خدای مهربان ، به من بگو چرا حرف های ما به گوش آسمان نمی رسد ؟ گفتم : آری آری ، اعتراض و عشق ، حق ماست حق مردمی که دستشان به نان نمی رسد منکران عشق را نگاه کن ، تمامشان عاشق اند و عاشقی به فکرشان نمی رسد ! علیرضا قزوه از کتاب شبلی و آتش |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:29 توسط بهناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بچه های این دوره زمونن دیگه
|
| پیوندهای روزانه |
|
نجوم دوستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم اسفند 1385 |
| نویسندگان |
|
بهناز زهرا طراوت بهار |